بازتعریف بازار جهانی انرژی با شکلگیری مثلث روسیه، چین و هند
مثلث روسیه-چین-هند در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین نیروهای شکلدهنده بازار جهانی انرژی است؛ روندی که با تغییرات جغرافیای سیاسی و افزایش وابستگی اقتصادی میان این سه کشور سرعت گرفته است. فشار تحریمهای غرب علیه روسیه و تعرفههای تجاری آمریکا باعث شده مسیرهای رایج تجارت انرژی دچار تغییر شوند و در مقابل، مسیرهای جدیدی از همکاری میان مسکو، پکن و دهلینو شکل بگیرد؛ مسیری که همزمان فرصتها و مخاطرات جدیدی برای سرمایهگذاران ایجاد میکند. در این میان، هند جایگاه ویژهای پیدا کرده است. این کشور تا سال ۲۰۲۵ از چین پیشی گرفته و به بزرگترین خریدار نفت روسیه تبدیل شده است؛ بهطوری که روزانه نزدیک به ۲ میلیون بشکه نفت اورال وارد میکند و برآورد میشود سالانه حدود ۱۷ میلیارد دلار صرفهجویی داشته باشد.
هند با استفاده از ظرفیت بالای پالایشگاهی خود، نفت را به فرآوردههای دیگری مانند دیزل و سوخت جت تبدیل و سپس به اروپا صادر میکند؛ اقدامی که عملا محدودیتهای اتحادیه اروپا بر واردات نفت روسیه را دور میزند. این الگوی جدید تجارت انرژی، با سرمایهگذاریهای زیرساختی گسترده همراه شده است. بانک توسعه نوین بریکس از سال ۲۰۱۶ تاکنون، بیش از ۳۲ میلیارد دلار برای پروژههای انرژی تصویب کرده است. از جمله این پروژهها میتوان به خط لوله سیبری ۱ و نخستین راکتور پودمانی کوچک مبتنیبر سوخت توریم در هند با همکاری شرکت روساتم اشاره کرد.
این طرحها بخشی از هدف بلندمدت هند برای دستیابی به ظرفیت ۱۰۰ گیگاوات انرژی هستهای تا سال ۲۰۴۷ در چارچوب برنامه هند خودکفا محسوب میشوند. همزمان، چین و هند سرمایهگذاریهای گستردهای در حوزه انرژی پاک انجام میدهند. هزینهکرد چین در حوزه انرژی پاک در سال ۲۰۲۴ از ۶۲۵ میلیارد دلار فراتر رفت و ظرفیت انرژی خورشیدی و بادی این کشور به بیش از ۱۴۰۰ گیگاوات رسید؛ رقمی که شش سال زودتر از هدف تعیینشده برای سال ۲۰۳۰ تحقق یافته است. در هند نیز دولت برای تقویت تولید داخلی، تعرفههای واردات تجهیزات خورشیدی را به ۲۰ درصد کاهش داده و هدفگذاری کرده تا سال ۲۰۲۵ سالانه ۳.۳۳ گیگاوات ظرفیت انرژی تجدیدپذیر جدید ایجاد کند. این تحولات بخشی از ساختاری است که برخی تحلیلگران آن را «سهگانه اقتصادی» مینامند؛ ترکیبی از توان تولید صنعتی چین، منابع انرژی روسیه و زیرساخت دیجیتال هند که میتواند سلطه دلار در تجارت جهانی را به چالش بکشد.
از نظر مالی، موفقیت پروژههای یاد شده تا حد زیادی به استفاده از ارزهای بومی و تامین مالی چندجانبه وابسته است. بهعنوان نمونه، همکاری هستهای روسیه و هند با حمایت صندوق سرمایهگذاری مستقیم روسیه (RDIF) و بودجه ۲۰۰ میلیارد دلاری هند برای توسعه راکتورهای پودمانی کوچک پشتیبانی میشود. در کنار روندهای مذکور، استفاده از تسویههای مالی با روبل و روپیه و همچنین زیرساختهای مبتنیبر زنجیره بلوکی مانند «بریکسپِی» باعث شده این تجارت تا حد زیادی از سامانههای مالی غرب مستقل شود؛ بهطوریکه در سال ۲۰۲۵ حدود ۲ میلیارد دلار تراکنش فرامرزی از این مسیر انجام شده است.
در سطح زیرساختهای حملونقل نیز دو دالان (کریدور) مهم در مرکز تحولات قرار دارند که شامل دالان بینالمللی حملونقل شمال-جنوب و دالان اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا هستند. دالان اول که هند را از طریق ایران به اوراسیا متصل میکند، توانسته هزینههای تجارت برای کشورهای محصور در خشکی مانند کشورهای آسیای مرکزی را حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش دهد. در مقابل، دالان دوم با هدف اتصال هند به اروپا از طریق بنادر خلیج فارس و رژیم صهیونیستی طراحی شده و میتواند سالانه حدود ۵.۴ میلیارد دلار در هزینههای انتقال کالا صرفهجویی ایجاد کند. موفقیت دالان شمال-جنوب نیازمند هماهنگی استانداردهای فنی و تعرفههای تجاری میان کشورهای مسیر است و عملیاتی شدن دالان هند-خاورمیانه-اروپا نیز به سرمایهگذاری حدود ۳ تا ۸ میلیارد دلاری در هر بخش نیاز دارد. گفتنیست در شرایطی که جهان به سمت نظم چندقطبی در بازار انرژی حرکت میکند، همراستایی با این تحولات میتواند نقش تعیینکنندهای در آینده تجارت جهانی داشته باشد.